شب یلدا تولد ودو دوست خوب بعدا نوشت:طرز تهیه رولت کالباس

سلام دوستای خوب وبلاگی حال و احوالتون که خوب هست؟امیدوارم مثل من انقدر سردتون نشده باشه...

چند وقتیه من که می رم بیرون خیلی کم لباس می پوشم.مثلا یه تاپ و یه مانتو از روش و همین.یه روسری نازک و کفش بدون جوراب.برای همین هم هست که حسابی سرما تو تنم نشسته و امروز که من و باران دو تایی رفتیم تولد دو تا دوست عزیز وبلاگی با این که سعی کردم لباس گرم بپوشم و کفش با جوراب و روسری کلفت تر،باز هم وقتی رسیدیم خونه من سردم بود و از وقتی رسیدیم همین جوری کنار شوفاژ نشستم.

اون روز که گفتم رفتیم خونه مادرشوهر جان برای این که شب یلدا رو با هم باشیم.همون روز من و باران که ماشین هم داشتیم رفتیم انار و هندوانه خریدیم و اومدیم خونه و من مشغول تزئین و اینا شدم.از اون ور ژله رنگی هم درست کردم و بعد که بابایی اومد رفتیم اونجا و خوش گذشت.

شب جمعه هم دو تا مهمون عزیز اومدن و یه شب یلدای دیگه هم راه انداختیم همراه یه شام مختصر.

جمعه هم خونه مامان من بودیم و باران شنبه نرفت مهد.

از شنبه تا حالا هم دچار یه جور رخوت و افسردگی شدم که فکر کنم دلیلش همین سیستم جدید کاری همسر جانه.چون خیلی داریم کمتر همدیگرو می بینیم.

از این به بعد کلاس باله باران هم افتاده دوشنبه ها و من 3 تا 4 می برمش کلاس.از اونجایی که خونه مامانم سر راهه.باران رو می رسونم اونجا و خودم می رم کلاس داستان نویسی که هر هفته بیشتر از قبل کیف می کنم.ترم اولمون تموم شد و وارد ترم دوم شدیم.

و اما از امروز بگم که رفتیم تولد و دوستان عزیزمون رو دیدیم.بعضی ها رو هم که تا حالا ندیده بودیم زیارت کردیم.مامان پرنیان و باران و سوری جون مامان عسل که خانم خیلی بشاش و خندونی بود.

دوستای خوبم دستتون درد نکنه خیلی بهمون خوش گذشت.مامان ملوسک هم زحمت کشید و ما رو تا یه مسیری رسوند که باز هم تشکر می کنم.اونجا هم که پیاده شدیم مادر و دختری رفتیم کباب خوردیم و سلانه سلانه تا خونه اومدیم و منم که داشتم از سرما می لرزیدم نشستم کنار شوفاژ.باران خوابیده و من هم منتظرم تا شهریار جان دو تا چایی بریزه و با هم بخوریم.

خب دیگه همین سلامت باشید.یه سری عکس هم از دو تا شب یلدامون و شام شب پنجشنبه می ذارم.

 

بعدا نوشت:از اون جایی که چند تا پیغام خصوصی و عمومی داشتم مبنی بر این که اون غذایی که تو عکسه چیه بنابراین تصمیم گرفتم طرز تهیه اش رو بنویسم.خیلی خیلی خوشمزه ست و به عنوان پیش غذا چیز جالبیه.منم از دوستم یاد گرفتم

طرز تهیه رولت کالباس:

مواد مورد نیاز:

١-یک لیوان شیر

٢-یک لیوان آرد

٣-دو عدد تخم مرغ

۴-کالباس خشک به میزان لازم

۵-خیارشور نگینی ریز خرد شده به میزان لازم

۶-سس مایونز

اول از همه دو تا تخم مرغ رو توی یه ظرف مثلا کاسه هم می زنیم.بعد شیر رو اضافه می کنیم و هم می زنیم.آرد رو کم کم اضافه می کنیم و با همزن دستی می زنیم.یادتون باشه همه مراحل با همزن دستی انجام می شه.

در نهایت یه مایع غلیظ دارین که می ذارین کنار.خیار شورهای خورد شده و کالباش و سس رو می ذاریم کنار دستمون و بعد آماده می شیم.برای درست کردن خمیر.

مایع خمیر و شیر و تخم مرغ رو به وسیله یه ملاقه می ریزیم تو مایتابه ای که یه ذره روغن توشه و هر دو طرفش رو سرخ می کنیم.خیلی راحت جدا می شه فقط نزارید زیاد بمونه هر طرف ۵ یا ۶ دقیقه بسه بعد که آماده می شه شکل نون تافتون و به خودش می گیره.راستی حواستون باشه که این مایع رو سه بار باید بریزین و سرخ کنید تا سه عدد نون بهتون بده.

نون و پهن می کنیم و کالباسا رو گرد روش می چینیم و بعد روش و سس مالی می کنیم و بعد خیار شورا رو می ریزیم و آروم آروم لوله می کنیم و بعد به صورت رولت می بریم و می ذاریم تو یخچال که خودش و بگیره و سرد بشه.نوش جان

یه نکته و اونم این که اگه خواستین رولت کالباس بیشتری داشته باشین علاوه بر این که باید کالباس و خیارشور زیادتری داشته باشید مواد خمیر رو هم دو برابر یا سه برابر می کنیم.

۴ تخم مرغ ٢ لیوان شیر و ٢ لیوان آرد و یا بیشتر

/ 31 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یه غریبه

اینجور باسلیقه سفره چیدن اشتها رو باز میکنه . مثل الان ما که کلی از این چیزا هوس کردیم .[گل] ببوسید از طرف ما این نازنین خانم رو [ماچ][قلب]

یه غریبه

[قلب][گل][گل]

ننه نارگلی و نگار

غوغا کردین که خانوم ای ول منم خیلی خوشحال شدم از دیدن دوباره ی شما حیف که نشد بیشتر باهم صحبت کنیم... موفق باشی[گل]

اعظم مامان سپهر

نسترین کدبانو خوب شد دوباره سر زدم و بعد نوشت رو دیدم غذای جالب و خوبیه حتما امتحانش خواهم کرد

مونا

سلام دوست قدیمی نسترن جون، من خیلی وقت بود که به وبلاگهای دوستام و حتی خودم سر نمیزدم. اصلا به کلی ترک کرده بودم ولی خیلی دلم برای همه دوستای قدیمیم تنگ شده بود. همینطور برای نوشته های تو و باران کوچولو عزیزم. چقدر ماشاالله بزرگ شده اصلا باورم نمیشه. فقط اومدم بهت بگم که فراموشتون نکردم و هر گر نمیکنم. باران جون رو برای من ببوس

گل سرخ

با من بیا کین جاده های سبز درانتظار توست بردارکوله را این آسمان پاک چشمش به گام توست یک سینه یاددوست یک کهکشان سپاس چشمی زجنس ابر دستی پرازنیاز آغاز کن ،بیا در بیکران عشق

شهره حقدوست

سلام خیلی با سلیقه هستید حیف که من اصلا استعداد ندارم به وبلاگ من وپسرم سینا سر بزنید البته یه کم متفاوته

امیــــر

کجایی پس ؟ اینهمه وبلاگ داری هیچ کدومش آپ نیست [ابرو]

میلاگرس

دهنمان آب افتاد! اون رنگارنگا چیه؟!توی ظرف قلب[نیشخند]همون قرمزو سبزا! راستی لیوانتون از لیوانای ماس!