خبرهای خوب

سلام دوستای خوب من و باران.خدا رو شکر قلب باران هیچ مشکلی نداشت...

ساعت ٣ و نیم وقت دکتر داشتیم.قبل از رفتن براش یه سری چیزا رو توضیح دادیم که یهو برای اکو و این حرفا شوکه نشه و بهش قول سرزمین عجایب دادیم.خداییش خیلی همکاری کرد تو همه مراحل باید آروم نفس می کشید و تکون نمی خورد و من هم هی قلبم توی دهنم می اومد که خدا کنه باران تکون نخوره و زودتر از شر این مساله خلاص بشیم قبل از رفتن به دکتر هم یه گوسفند براش نذر کردیم...

دکتر که نوار قلبی رو دید ما رو فرستاد برای صدا برداری و اکو .موقع اکو باران باید لباساش و در می آورد که نذاشت باباش هم بمونه و گفت خجالت می کشم.وای نمی دونید وقتی دکتر داشت گوشی رو بالا و پایین می برد و قلب دخترم و تو مونیتور می دیدم چه حالی داشتم خیره شده بودم به دستای دکتر و مونیتور و با خدا حرف می زدم:

خدایا من و ببین من یه مادرم تو چشمام نگرانی موج می زنه خواهش می کنم بهمون رحم کن خواهش می کنم قلب دخترم و حفظ کن.حالا دکتره هم کلا خیلی کم حرفه و نگرانی آدم و بیشتر می کنه.وقتی اکو تموم شد رفتیم و نشستیم.شهریار و صدا زدم.دلم می خواست باران بره بیرون تا اگه خدایی نکرده مساله ای بود نشنوه اما نرفت.از اون طرف خاله هلن مهربون هم بیرون نگران نشسته بود.

من رو به روی دکتر نشستم و خیره شده بودم به لبهاش انقدر اضطراب داشتم که اگه بگم نفس نمی کشیدم راست گفتم.تکون نمی خوردم تا این که دکتر بی مقدمه گفت:قلب دخترتون مثل قلب یه بچه سالم خوب می زنه و حسابی هم سرحاله و هیچگونه مشکلی نداره و اون صدای اضافه هم به خاطر گردش خونشه و هیچی نیست.دیگه نفهمیدم چی شد نفس عمیق کشیدم و خدا رو شکر کردم بعد هم همه با هم سرحال اومدیم بیرون.

رفتیم رستوران پارسا که باران خیلی دوست داره و غذا خوردیم بعد هم سرزمین عجایب و کیف کردن باران...

 

/ 40 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان اکرم

سلام وای خدا رو شکر! امیدوارم همیشه همیشه این دخترک ناز و دوست داشتنی سالم و شاد باشه. ببخشید که دیر اومدم. به هر حال خوشحالم که این مساله حل شد[بغل][قلب] در ضمن می بینم که شما هم خصوصیش کردی خواهر! یالا من پس ورد می خوام[گریه]

پارسا

سلام عزیزم خمشحالم خدا حفظش کنه درصورت تمایل به ماهم سری بزن[لبخند][گل][ماچ]

من و دلنوشته هام

وای من که مردم امروز اینجا رو باز کردم باور کن قلبم واستاد اخه نه که خصوصی ات رو نداشتم مردم وای خدا رو شکر هیچی نبوده خدا رو صد هزار مرتبه شکر خانمی کی یه قرار بذاریم؟

مریم

عزیزم خدا رو هزار مرتبه شکر [ماچ]

مامان ارغوان

وای چه روزای بدی داشتین. چرا به من نگفتی. خدا رو هزار مرتبه شکر که چیزی نبود.[گل]

مامان سپهر

كجايي نسترن جون؟ باران خويه؟ مي بوسمتون[ماچ][ماچ][ماچ]

مامان الی

خدا رو شکر موقع خبرای خوش اومدم.خوشحالم که سالمه[قلب]

پسرقمی

سلام وبلاگتون جالب بود فقط اگر یه کم رنگ زمینتون رو تغییر بدین بهتر هم میشه. بازم بهت سر میزنم. هر وقت به این نتیجه رسیدین که لیاقتشو داریم خوشحال میشم ما رو لینک کنید http://dasteneh.persianblog.ir/