بی عنوان

سلام من امشب اومدم اما اون چيزهايی رو که می خواستم بنويسم ديگه نمی نويسم می خواستم بيام اينجا و بگم که امروز چه قدر با شهريار توی درکه خوش گذشت می خواستم بيام و بگم که چه قدر امروز انرژی داشتم می خواستم به خونه ی همه ی شما دوستای خوبم سر بزنم و جواب پيام هاتون رو بدم.
حالا نصفه شبه و من اومدم اما تمام خوشی صبح از سرم پريده و ديگه به غير از اشک چيزی ندارم و با عرض پوزش دل و دماغ اومدن به خونه هاتون رو هم ندارم حتا ديگه نمی تونم هيچ عکس قشنگی توی وبلاگم بزارم اين قدر سرم درد می کنه که نگو حتما می دونيد چرا؟؟آره امشب غمگينم به خاطر تمام مادر بزرگ ها و پدر بزرگ های شهر بم که جانماز شون پر از خون شد...غمگينم به خاطر تمام عروس داماد هايی که ديشب برای اولين بار توی خونشون خوابيدن و ادامه ی زندگيشون موند برای...دلم گرفته به خاطر تمام کيف های آماده ی بچه هايی که بايد روز شنبه به مدرسه می رفتن....غمگينم به خاطر تمام شب نشينی هاي شب جمعه ...و دلم می سوزه برای بچه هايی که پنجشنبه توی کرمان به دنيا اومدن و خودشون هم از شومی قدم هاشون خبر نداشت.02.gif

/ 8 نظر / 4 بازدید
hossein

سلام نسترن خانوم مارو که فراموش نکردی؟

قاقاليلي

سلام نسترن جون.منم مثه تو هستم.دل و دماغ برام باقی نمونده.

گل بي خار

سلام و سلام و هزار سلام ... سلام بر تقدير! دوست گلم ... غمگين باش و به غمت افتخار کن چون بيداری و مهربان... مواظب دلت باش . هميشه از آمدنت خوشحال ميشم و يا حق

hasty

فاجعه ی بزرگ زلزله رو تسليت می گم :(

نیما

سلام زيبا بود ... موفق و خوشبخت باشی دوست قديمی

مريم

سلام نسترنم . خوبی نازنينم ؟ الهی من فدای اشکهات بشم . خدا نکنه اتفاقی واسه تو بيفته که من می ميرم ... به خدا من هم از لحظه ای که فهميدم خبر رو اشک ريختم تا الان ... دلم برات تنگ شده ... خيلی زياد . سعی می کنم باهات تماس بگيرم . مواظب خودت باش و به آقا شهريار هم سلام برسون . شاد باشی و سبز و بی غم . فدای تو عزيزکم .

نيما مفيد

همه غمگينيم. اما کافی نيست. این بلا به ما هم سر میزنه.

آرش

سلام. در اينکه زلزله از نعمت های الهی است شکی نيست ولی چرا؟؟ چرا در اين نعمت کودکی ۵ ساله بايد بی پدر شود؟چرا نو عروسی بايد در آغوش همسرش جان بدهد.نمدونم؟؟؟؟ !!!!!! در ضمن از اينکه پيشم اومدی ممنون