شاهنامه

سلام دوستای عزيز امشب می خوام براتون از احساس شيرين شاهنامه خونی بگم.راستش من و شهريار داريم يک کار تحقيقاتی می کنيم.يعنی درباره ی ۱۵ تا موضوع مثل گل و باران و خزان و نيايش و ...توی کتاب های شعر جستجو می کنيم .من تو اين مدتی که اين کار و شروع کردم کلی شعر خوندم و کلی هم کيف کردم با شاعرهايی آشنا شدم که تا به حال نمی شناختمشون مثل يک زن شاعری به اسم مهستی که خيلی زيبا بوده و توی چنگ زدن خبره بوده و شعر هم می گفته که واقعا بعضی از شعرهاش از پروين اعتصامی که انقدر معروف شده بهتره اما خوب بی نوا به خاطر اين که همه فکر می کردند زن بديه و به بدی ازش ياد شده مثل فروغ مورد بی مهری قرار گرفته.حسن اين کار اينه که شعر ها رو بايد با دقت بخونی به خاطر همين هم نمی شه در بری .البته خيلی از کتاب ها برام خسته کننده بوده ولی تا قبل از شاهنامه اعتقاد داشتم بهترين کتاب کتاب های نظاميه:هفت پيکر ليلی و مجنون شيرين و فرهاد ويس و رامين .باور کنيد خيلی لذت بردم اما تو اون هم يکم خسته شدم و بعضی شعر ها رو زود رد کردم اما اما شاهنامه عشقه زندگيه شده همه چيزم و بعد از باران بيشترين وقتم رو گرفته يعنی من از صبح تا شب هيچ کاری به غير از شاهنامه خوندن نمی کنم.بعضی وقت ها هم که مهمون داريم يک کمی غصه دار می شم و دلم می خواد زودتر برن تا من بتونم بخونم .هيچ وقت فکر نمی کردم اين همه از خوندن شاهنامه لذت ببرم حالا هم دير نشده خوشحالم که خدا يک کاری کرد که من بتونم شاهنامه رو بخونم راستش نمی خونم دارم می بلعمش و مزه مزه ش می کنم.اول که شروع کرده بودم زياد سر در نمی آوردم اما بعد از يک بيست صفحه يی ديدم خيلی جالبه و اصلا نمی شه همين طوری ازش گذشت.راستش تازه به ياد اين افتادم که چه اسم با شکوهی داره و فردوسی کی بوده...حالا هم شهريار همش ميگه زود باش کارامون خيلی عقب افتاده حالا سر سری بخون بعد سر فرصت می خونيش ولی من زير بار نمی رم...

/ 9 نظر / 6 بازدید
mehrdad

سلام دوست من...خوش به حالت...همنشينی با شاهنامه بايدم فوق العاده باشه...موفق باشی....

yalda

سلام عزيزم... باحال و زيبا بود!! منم به روزم.. بيا يه سری بهم بزن که آغوشم واسه نظرِت بازه!!!

گل بی خار

سلام نسترن جان ... همیشه دوست داشتم کارم طوری باشه که در رابطه با هنر و علم و چیزهائی که دوست داشتم . باشه ولی متاسفانه علایق من فقط زمانی میتونه بارز بشه که بیکار باشم ... خوشا بحالت ... خیلی دوست داشتم کمی از دانسته هام برات بنویسم ... یادته که ؟ گفته بودم مینویسم ولی واقعا هنوز وقت کافی به دست نیاوردم .. باران خوشگل چطوره ؟ اذیتش که نمیکنی ؟ آفرین مامان خوب .. دلت شاد و یا حق

مهدی

سلا م به همه دختران .... سوالی همیشه ذهن مرا مشغول کرده , دلم می خواست بپرسم .چرا در ازدواج , هنگام ازدواج در ایران , زن هم حق نظر دادن دارد وبه گونه ایی در ازدواج, هر چند کمرنگ تر از مرد ؛می تواند تصمیم بگیرد... , اما اگر روزی خواست طلاق بگیرد باید به دادگاه رفته ویک مرد دیگر , یک قیم ویک بزرگتر برای این زن که خودش ازدواج را انتخاب کرده , تصمیم بگیرد ؟ ؟؟؟؟؟ودر حقیقت همانند کودکی که از نظر عقلی به کمال نرسیده است , دادگاه وقانون حق طلاق را از او گرفته اند!!!!!!!! وبه دیگری داده اند. وجالب اینکه خود زنان اصلا برای خودشان چنین حقی را در نظر نمی گیرند وبا آن امری طبیعی وساده برخورد می کنند .؟ واقعا زنان و دختران عجیبی داریم ؟

میترا و علی?.؟

سلام ..منونم از حضور پر مهرشما..باز هم در انتظار مهربونيات هستيم...خونه شما هم پر مهر و با صفاست

?؟.Ecom.?؟

شعر چشمانت سرودنی نيست ...... بارها خواسته ام در وصفت چيزی.. بگويم ..... اما زبانم ياری نمی کند. مهربانی ای که در تو ديدم و .. صداقتی که در چشمانت موج می زند ٬ هيچ کجا سراغ ندارم..... هيچ آينه ای تو را آنگونه که هستی نشان نمی دهد ..... فقط من می دانم تو کيستی..... و همين کافيست برای يک عمر با تو ماندن..//سلام دوست عزیز و مهربون..خوشحالم که میتونم بیام پیشت..من اپدیت کردم و بی صبرانه منتظر حضورت هستم.ان شالله که همیشه دلت شاد و روزگار بکامت باشه.پاینده باشی./.علی