چی بگم بازهم مثل هميشه برگشتم.

07.gifژ
سلام بچه ها من اومدم يا به عبارتی برگشتم اومدم بگم که هستم اومدم تا دوباره زيباترين حرف ها رو تقديمتون کنم هرچند در وبلاگ ما حرف زيبا اگر نيست شايد صفا باشد...من اومدم تا خاطرات به ياد موندنی دوره ای از زندگيم تکرار بشه و بازهم بگم از دلتنگی ها و تنهايی ها و شادی ها.می دونم زياد رمانتيک شد اما باور کنيد من وبلاگم رو و در کل اين محيط خوب رو دوست دارم .ديروز خونه ی اميد بودم همون بچه ی خواهرم که توی مطلب آخرم ازش نوشته بودم توی اين مدت يعنی بعد از اين که هديه رو بهش دادم خونشون نرفته بودم و اينجا هم نيومده بودم تا ديروز که رفتم اونجا با ديدن قاب فرفوژه يی که بهش دادم ياد اينجا افتادم و بالاخره دست و دلواز شديم و يک کارت خريديم اينم بگم که اميد خيلی از چيزی که براش خريدم خوشش اومده و اون و به ديوار اتاقش زده.image-display?photo_id=1974455&size=md

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کارگاه

نسترن عزیز اصلا خودت را محدود نکن ... خوشحال می شویم در مسابقه شرکت کنی

Sarvnaz

سلام دوست عزيزم. خوشحالم که دوباره برگشتی. عکسی که گذاشتی خيلی قشنگه. منو خيلی تحت تاثير قرار داد. شاد و موفق باشی. بازم منتظرتم....سروناز

مهدي ( دفتر عشق)..................

خانه اي كه سوت وكور بود , خانه اي كه پر از سكوت بود وخانه اي كه پر از نواي تنهايي بود حالا با ابري شدن آسمان تاريكتر ودلگيرتر شده است . حالا ديگر احساس تنهايي در خانه در من بيشتر شده است حالا ديگر نواي تنهايي غم انگيزتر است. آسمان مي نالد , ميگريد وبه من نگاه مي اندازد كه من هم در گوشه اي نشسته ام وخلوت كرده ام با خداي خودم واشك مي ريزم , خانه خيلي دلگير است تو نيستي كه ببيني من چقدر احساس تنهايي مي كنم وچقدر لحظه هايم دلگير شده . از پنجره به حياط خلوت خانه چشم انداخته بودم به پرنده اي كه زير باران خيس شده بود چشم انداخته بودم او هم مثل من تنه بود ودر زير باران جايي نداشت كه برود خيس خيس شده بود مثل چشمانم كه از تنهايي خيس شده بودند,در گوشه اي نشستيم هر دويمان من در اتاق او در پشت بام حياط وبه باران نگاه مي كرديم وبه لحظه هاي يمان فكر مي كرديم. به به .......بوي بهار آوردي در اين پائيز سرد دفتر عشق با خودت و دفتر عشق رو با حضورت بهاري كردي..........موفق باشي..............باي عزيز

nazi

سلام به بازگشت دوباره دوست خوبم. خوشحالم که دوباره اومدی و خوشحالتر از اينکه به ياد من بودی. شاد باشی.

گل بي خار

سلام . سلام و سلام . يک سلام هديه به دوست خوبم نسترن عزيز ... خیلی خوشحال شدم از آمدنت و خيلی خوش آمدی ...ممنون که ميدونی ديگر مال خودت نيستی و دوستانت هم حقی دارند . منتظرت هستم . مواظب دلت باش و يا حق

mehrdad

سلام عزيز.چقدر خوب شد برگشتی.ورود دوباره ات مبارک.ممنونم که بازم سراغم اومدی.راستی اين عکس چقدر قشنگه.

آقا ساسان

سلام ... و بهترين حرف‌ها حرف‌هايی است که هر شب در دل به تو می‌گويم...