شعر

21.gif
سلام مي خوام براتون جديد ترين شعر شاعر گلنار رو بنويسم و با خجالت زياد بايد بگم که برای من گفته حتما نظرتون رو بگيد:انتقاد ها پيشنهاد ها

برای...

ترديد دارم
از تو
که مجموعه ی گل و ستاره و ميخکی
ترديد دارم که دوباره بخوانمت يانه
خود در اختصار ثانيه هايم
به داد می رسی.
و در حرير های سبز پر شکوفه
به خواندن مزامير می پردازی
و دور از تو من
در هيجان گفتن و ناگفتن
و پرهيز از شتاب
ميخکوب زمين شده ام.
فراسو را به يک بار ورق بزن
بگذار از ورای
کاکل سرخت
رد بوسه يی را بنگرم
که در فراز های بلند
درخشی بود
هولناک و هراس انگيز
و خورشيدی
که مگسان را از خود دور می کند.
هنوز ترديد دارم
از واژه هايی که نمی دانم آيا
گنجايش لفظ تو را دارند يا نه.
آه ای دوشنبه ی ديگر
کی می رسی از راه
تا آن ساعت شگفت را
با خود بياوری که من او را
از پس شاخه های صنوبر
بازيابم.
و تو شکل مبهم ترديد را
در نازکی پرده ی اشک در يابی.
پرواز ادامه ی اين شعر است
در واژه هايی که نارسا هستند
و تو آيا
اين رشته ی نازک را
اين سطر های خالی را
با خود خواهی برد.
و باز هم باران
معنای شگفتی شد
تا تورا
از فراسوی نيم روز
آن نيم روز شگفت دريابم.
۸۲/۱/۱۲25.gif

/ 5 نظر / 4 بازدید
Marjan

گلنار چرا بلاگ نداره/تا بعد

باران

سلام بانو...زيبا بود... فقط همين...

ghazanfar

شعر گشنگی بود ٬ از اينکه به وبلاگ نو ساز منم اومدی ممنونم ٬ من فقط برای بديها گاط ميزنم ٬ برای بچه های بی نفهم ٬ نه برای شما ٬ حالا ميخوام برم ٬ خداحافظ

عليرضا

سلام 1.خوشحالم که مشکل برطرف شد! 2.در مورد شعر: در کل زيبا بود هر چند که مي تونست زيباتر هم باشه! اگر بعضي قسمتهاش حذف ميشد! البته اين نظر منه که هيچ تخصصي تو شعر ندارم! و ممکنه اشتباه کنم! پيروز و سربلند و شاد و سلامت باشي.

سرشار

شعر قشنگی بود. اما نظر کارشناسی ندارم. ديگه خجالت چرا؟:)