باورم نمی شه

باورم نمی شه دخترکم انقدر بزرگ شده که خیلی خوب و منطقی از من دفاع می کنه.

باورم نمی شه داره می ره کلاس پنجم در صورتی که من هنوز دست و پاهای کوچولوش رو یادمه.اون روزایی که منتظر اومدنش بودم.11 سال پیش همین موقع ها مدام به بوی ماه مهر و بارون و پاییز فکر می کردم.روز اول مهر رفتم تو خیابون و بچه مدرسه ای ها رو نگاه کردم و کیف کردم از این که منم قراره یه دختر داشته باشم که یه روزی کیف های رنگی براش بخرم و بره مدرسه مشق بنویسه درس بخونه.راستش از این که دخترک داره روز به روز بزرگ تر می شه خوشحالم ولی خیلی دلم می گیره وقتی به این فکر می کنم که یکی دو سال دیگه یه نوجوان می شه که سلایقش از کیفهای صورتی و یاسی تبدیل به چیرهای سنگین تر و شکیل تر می شه.این که دیگه دنبال خریدن دفترهای شهر موش ها نیست.من حتا از این که توی خونمون صدای کارتون های مختلف نپیچه هم دلم تنگ می شه.از این که دخترکی که الان دور و برم می چرخه و مکالمه های تلفنی با دوستاش رو جلوی من بی هیچ ابا و پنهان کاری ای انجام می ده یه روزی می رسه که بیشتر ترجیح می ده تو اتاق خودش باشه و تلفنای یواشکی داشته باشه.

یه روزی بود همش ذوق داشتم از این که بارانم بره مهد کودک بره مدرسه و وسایل رنگی براش بخرم.یه زمانی دغدغه ام این بود که لجبازی نکنه و مسائلی که برای من بزرگ بودن ولی در مقابل مسائل بلوغ هیچی نیستن

الان بیشتر نگرانم بتونم دختر خوب و عاقلی بزرگ کنم.الان دلم می خواد باران درسخون و مودب باشه.موسیقی و زبانش رو تا حد عالی ادامه بده و یه روزی از همه توانایی هاش استفاده کنه و رو به زندگی خوب و پر از موفقیت قدم برداره.

الان حتا نگرانم چند سال دیگه بتونه معنی عشق رو به درستی درک کنه.

می دونم شاید هنوز تا شروع شدن این فکر و خیال ها چند سالی وقت دارم ولی باران نشون داده دختر منطقی ای هستش و خیلی بیشتر از سن و سال خودش می فهمه و این باعث می شه نگرانی هام بیشتر بشه

/ 2 نظر / 47 بازدید
شکوفه ی سرخ گیلاس

نسترن خانوم متن و وب قشنگی دارید. یه سوال داشتم: شما کتاب آنه شرلی رو خوندید؟ بهتون توصیه می کنم اگر نخوندید بخونید یا حتما حتما به باران عزیز بدید بخونه. آخه فکر می کنم شخصیت شما خیلی به شخصیت آنه شرلی شبیهه. برای باران هم واسه این می گم که من هم سن خودش بودم این کتابو خوندم و نظرم از دنیا عوض شد. الان همه چیز دنیا برام قشنگ و خیالی شده،کمک به حس خیالبافی هم می کنه. می تونید به وب من سر بزنید؛ موضوعش همین آنه شرلی است. من سعی می کنم مطالب تون رو دنبال کنم. امیدوارم حتما بخونید. آنه هم مثل شما فکر می کنه.اگر کتابش رو بخونید می تونید مطالب دلگرم کننده و خوبی از توش پیدا کنید. این روز ها بعضی از مادر ها مثل شما فکر نمی کنن.از بزرگ شدن بچه خیلی خوش حالن و اگر بچه دوست نداره بزرگ بشه،مجبورش می کنن رفتارش مثل اونا باشه (البته مامان خودم این طور نیست)

غزل

سلام غزل بادی هستم 12 سال دارم مطالب زیبایی بود امیدوارم باران همیشه موفق باشد به وبلاگم با اسم همه ی دنیا ی غزل سری بزنید