دردسر کوچولو

سلام

من اين روزها انقدر سرم شلوغه و گرفتار شدم که واقعا بعضی وقت ها نمی رسم مو هام و شونه کنم اين دردسر کوچولو يعنی باران خانم ما پدرمون و در آورده يک ذره هم که بهش بی توجهی می کنی يا دير از توی تختش برش می داری لبهاش و جمع می کنه و می زنه زير گريه و قهر می کنه به خاطر محبت اطرافيان که شامل خاله ها و عمو های مهربون می شه شازده خانم بغلی شدن.خود من هم که بعضی وقت ها مادر شدنم رو يادم می ره هی بهش می گم:جانم خاله جان لالا کن و هنوز باور ندارم که روزهای سرخوشی و شب بيداری ها و نصفه شب به خونه برگشتنامون تموم شده يادم مياد پارسال ها رو که با شهريار می رفتيم کنسرت توی سرما و گرما و ساعت ۲ برمی گشتيم خونه و تازه اون وقت بود که شهريار پيشنهاد می داد شام ماکارونی بخوريم و ساعت ۳ نصفه شب بوی غذا از خونه ی ما بلند می شد.باران رو خيلی دوست دارم و به خاطر وجودش خدا رو شکر می کنم اما اون روزها رو نمی تونم فراموش کنم.حالا چند وقتيه که خونه نشين شدم و ...بعضی وقت ها که اصلا نمی دونم بايد چی کار کنم باران از يک طرف گريه می کنه و من از يک طرف اون وقت شهريار نمی دونه بايد کدوم يکيمون رو ساکت کنه! من ۳ تا از عکس های باران رو توی وبلاگ قبليم گذاشتم اگه نديديد و دوست داشتيد بريد ببينيد چون چند تايی از دوستام مثل آقا امير و مريم خانم هنوز نيومدن به هر حال به من سر بزنيد و اگه پيشنهادی برای بهتر شدن وضع من و باران داشتيد دريغ نکنيد .17.gif26.gif

/ 12 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

سلام عزيز ...خسته نباشی...

Nima Mofid

مبارکه. خيلی وقت بود اينجا نيومده بودم. کلی تحول اتفاق افتاده! بازم مبارکه.

mehrdad

سلام عزيز.بازم بهت تبريک ميگم.البته من نه تجربه مادر بودن را دارم!!!!و نه تجربه ی زندگی مشترک را...فقط اينو ميدونم که هر دوره ای از زندگی مقتضيات خودشو داره و ادم هر چقدر بتونه خودشو زودتر با شرايط جديد وفق بده؛زودتر به مقصد ميرسه....شاد باشيد

Omid

سلام:) من آپديت کردم:))

زكيه و مهدي

به نام خدا. نسترن و شهریار عزيز سلام! اميدواریم حالتان خوب باشد.باران کوچولو را ديديم.خوشگل بود.شوق داريم که زودتر از نزديک ببينيمش.لحظه‌هاتان زيبا و سرشار از عطرها و لبخندها و رنگها. من و تو کنار درخت اصيلی نشسته‌ايم و کم کم در طراوت باران ذوب می‌شويم.

**mehdi.daftareshgh**

salam aziz....... khoobi?....... mamnoon ke tanham nemizari........ shahadate molaye shiayan ro tasliat arz mikonam va eltemase doa daram.......... update kardam....... va montazere hoore hamishe sabzet hastam.......... movafagh bashi...... ya ali

فرزاد

سلام عزيز. اول باره که ميام محضرتون. قبل از هر نظر شما هم يه سر بيا ببين اصلا ميشه شروع يه دوستی و رفت و آمد به وبلاگ های همديگه داشته باشيم؟

ainos

صبر كن عشق زمين گير شود بعد برو يا دل از ديدن تو سير شود بعد برو ای كبوتر به كجا؟قدر دگر تاب بيار آسمان پای پرت پير شود بعد برو تو اگر كوچ كنی بقض گلو می شكند صبر كن گريه به زنجير شود بعد برو خواب ديدی شبی از راه سوارت آمد باش تا خواب تو تعبير شود بعد برو....///به وبلاگ منم بیا خوشحال میشم

مريمی

سلام نسترن خوشگل من ... الهی من فدای باران کوچولوی تو بشم که نديده عاشقش شدم ... متاسفانه هر چه تلاش می کنم عکس ها رو نمی شه ببينم ... اما می دونم که خوشگلی باران کوچولو به مامانش رفته . جای من حسابی ببوسش و بگو از طرف خاله مريمه ... وای الهيييی فکر کن ! من خاله شدم ... به آقا شهريار هم سلام برسون ... شديدا دنبال يه فرصتم که بتونم سری بهتون بزنم ... ممنون می شم اگه اين وروجک واست وقتی گذاشت عکس ها رو برام بفرستی ... فدای تو و باران عزيز ... به اميد ديدار ...

خدامراد

وای چه نازه ... کوچلوی ... خيلی بانمکه .. يکم که بزرگتر شد بعد لپاش و بگير . من خيلی بچه کوچولو دوست دارم ... موفق باشی عزيزم . باران کوچلو رو هم ببوس ..