بابایی

امروز اومدیم پیشت همه بچه ها دیدیمت به عکس آرومت نگاه کردم و دوباره مثل همیشه دلتنگت شدم.بابایی خواستم بگم 4 خرداد امسال هم اومد و الان 13 ساله که پیش ما نیستی خودت می دونی که من از دوریت چه حالی دارم و امسال هم مثل هر سال می گم که دلم به اندازه تمام سال های نبودنت برات تنگ شده.چیزی که مرگ رو برام آسون و شیرین می کنه دیدار دو باره تو هستش.امروز بهت گفتم که خواهرت مریضه عمه رو می گم می دونی که چه قدر دوسش دارم؟بوی تو رو می ده هیچ سالی عیدی ما رو فراموش نمی کنه.هربار یه خاطره قدیمی رو از بچگی هام تعریف می کنه.ازت خواستم کمکش کنی یا سلامتیش رو به دست بیاره و یا خیلی رنج نکشه.

/ 24 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام(مامان ویانا)

خدا رحمتشون کنه عزیزم. در ضمن من دیگه به تو اس ام اس نمیدم[گریه][گریه][گریه]

مامان اکرم

سلام خوبی نسترن جون؟ خدا رحمتشون کنه. انشالله روحشون در آرامش باشه. امیدوارم بتونی یه مدرسه خوب پیدا کنی برای باران جون. ببوسش[ماچ][بغل]

من و دلنوشته هام

خدا بیامرزدشون همیشه حس کردم که نتونستی مرگ بابا رو قبول کنی خدا بهت صبر بده راستی خانومی ما مشتاقانه دلمون میخواد ببینیمتون ها ولی فصل امتحانام داره شروع میشه ایشالله دعا کن تمومشون کنم هی همدیگرو ببینیم خلاصه همیشه یادتون هستیم

پونه صادقی

ترا اي مادر ستایش می کنم ... ترا که می بخشایی مهربانی بی توقعت را و نثار می کنی حجت بی اجر و مزدت را. روز مادر بر شما مامان مهربون مبارك

مامان عسل

سلام خانمی [ماچ] روز مادر پیشاپیش مبارک باد [ماچ]

فیروزه

خدا رحمتشون کنه ... روحشون شاد ... مامان نسترن روزت مبارک [گل]