اولین دیکته

امشب بهت دیکته گفتم عزیزم.خیلی حال داد.

فکر کردن به نننوشتن داغونم می کنه.ننوشتن توی خونه ای که سالهاست شده همه عشقم.اذر 81 بود که شروع کردم.

حیف نمی شه اینجا از هیچی حرف زد.

فقط امشب وقتی داشتم به دخترکم برای اولین بار دیکته شب می گفتم دلم خواست یه جا ثبتش کنم.

خیلی وقته سراغ دفتر خاطرات صورتی رنگش نرفتم.ولی حداقل یه روزی ممکنه اینجا رو بخونه.

عزیز دل مامان قربون اون نگاه معصومت برم.

عزیز مامان کلی خاطره تو مدرسه داری که مامان حال نداره برات بنویسه.

خوشگلم دنیا دست توئه ازش لذت ببر

نازنینم نگاه کردن به صورن معصومت دلم و به درد میاره

ای کاش می تونستم دو تا دست بزرگ داشته باشم که از همه چیز حفظت کنم.

خوشگلم نازم عزیزم جیگرم نفسم دلبرم بیا بیا باز هم با هم حب بازی کنیم و من کیف کنم از این که یه دختر باسواد دارم.

خوشگلم چرا که نه؟حتما وقتی می ریم حموم من ادای فیل فیلی لیف صورتیت رو در میارم.

عزیزم معلومه که پنجشنبه می برمت استخر

نازنینم تروخدا همیشه بخند

تروخدا همیشه شاد باش

می خوام برات یه مامان قوی باشم اگه فاصله هایی که هنوز نیومدن ولی ممکنه بیان بزارن

تو که می دونی چه قدر دستم خالیه

دلبندم نمی خواستم اینجا چیزی از غم هام بگم

اما دلم خواست یهویی باهات حرف بزنم

برای هر اتفاقی که شاید بیفته مامان و ببخش

به اندازه همه لحظه های سختی که تو زندگی 32 ساله ام داشتم برای تو آرزوی خوشبختی می کنم.

 

/ 12 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا مامان پویان

[قلب]

بهاره

سلام خوبید من رو یادتون میاد،همیشه وبتون رو می خونم اما چند باری نظر گذاشتم. این پستتون خیلی نگرانم کرد[ناراحت] امیدوارم هر چی هست زود زود حل بشه.

مامان اکرم

سلام باسواد شدن خوشگل خانوم مبارک. چی شده نسترن جون؟ چرا اینقدر غم داره نوشته هات. دل نگرانم کردی. مشکلی پیش اومده؟[دلشکسته]

نوشین مامان هستی

به سلامتی عزیزم انشالا دانشگاه رفتنش[قلب] منم مثل بقیه نگرانتم ولی به خودم اجازه نمیدم بهت زنگ بزنم یا ازت بپرسم هر کسی یه حریم خصوصی داره که خیلی وقتها نمیخواد با کسی در موردش حرف بزنه امیدوارم موضوع هر چی هست ختم به خیر بشه و همیشه خوب و خوش و سلامت باشید[گل]

فرخ زاد

سلام ماشاا...کوچولوی نازی دارین اگر تمایل داشتید به وبلاگم سربزنید و عکس کوچولوتون رو برام ارسال کنید تا در قسمت گالری عکس وبلاگم قرار بدم

شهرزاد مامان حسین

سلام نسترن جان. خال شما؟ انشالله همیشه بچه های دنیا با شادی و در صلح و امنیت زندگی کنند باران شما و حسین من هم توش. [گل]

سپيده عمه آريانا

[قلب][گل]سلام نسترن جون عزيزم . خيلي ناراحت شدم از اينكه ديگه نمي خواهيد اينجا بنويسيد . دلمون براتون خيلي تنگ ميشه . انشااله كه اتفاقي كه قرار تو زندگيتون بيافته ختم به خير حل بشه و جاي مشكلات رو شاديها پر كنه . براتون بهترينها رو ارزو ميكنم . هر جا كه هستيد و باشيد . هميشه يادتون هستيم و فراموشتون نميكنيم . دوستون داريم . انشااله لحظات زندگي براتون پر از شادي و سلامتي و شيريني باشه باران نازنينم رو ببوسيد[ماچ][بغل]

نقاشي

سلام دوست قديمي حالتون خوبه فكر كنم شما را ميشناسم اگه اشتباه نكنم عكس دختر ناز شما را كشيدم .[خداحافظ]

آذین مامان طهورا

انشااله لحظات زندگي براتون پر از شادي و سلامتي و شيريني باشه وهمیشه تو این دفتر خاطرات باران جون چیزای خوب وشاد بنویسید . منم مثل بقیه خییییلی خیییلی نگران شدم وبعد از خوندن مطلب دلشوره ام گرفت اگه فکر می کنید می تونم کمک تون کنم با کمان میل حاضرم از خداوند مهربون از صمیم قلب می خوام موضوع هر چی هست ختم به خیر و شادی بشه و همیشه خوب و خوش و سلامت باشید.