بزرگ می شی

چشام و بستم و باز کردم و روزها گذشت و دخترکم بزرگ شد.انگار همین دیرزو بود که یه دختر کوچولوی ناز نازی رو گذاشتن بغلم.همون وقت بود که یکی توی گوشم زمزمه کرد:نسترن مامان شدی.خیلی مسوولیت رو شونه هاته.از پسش بر میای؟و من در حالی که دستای کوچولوی دخترکم و لمس می کردم لبخند زدم و گفتم حاضرم.من مامان می شم و همه مسوولیت های این مادر بودن رو به جون می خرم.حالا 6 سال گذشته.6 سال و 7 ماه از زمانی که من و تو مادر و دختر شدیم.و من سعی خودم و کردم.با همه توانم سعی کردم.می دونم خیلی جاها کم گذاشتم.می دونم خیلی وقتا عصبانی شدم.خیلی وقتا چشمای پر از خشمم و دوختم به چشای اشکیت.می دونم ازم حساب می بری.می دونم همین که عصبانی بشم حساب کار دستت میاد.ولی می دونم که می دونی عاشقتم.

دیشب خوابیده بودی.از حموم در اومده بودی و موهات بوی شبنم می داد.روت و درست کردم و نوازشت کردم.اشک تو چشام جمع شده بود و هی از خودم می پرسیدم یعنی می تونی این موجود دوست داشتنی رو خوشبخت کنی؟یعنی می تونی تا آخر تا جایی که نفس داری مراقبش باشی؟پشتش باشی؟دوستش باشی؟همدمش باشی؟

خدایا ازت خواهش می کنم.به حرمت نام مادری که یدک می کشم کمکم کن تا بتونم زندگی شیرینی برای دخترکم بسازم...

بارانم بزرگ شدی.این و می فهمم.این و وقتی می فهمم که تو مطب دکتر 3 ساعت تموم معطل می شیم و تو خانومانه می شینی و تحمل می کنی و مثل سابق غر نمی زنی.

بزرگ شدی چون می تونی حروف درشت الفبا رو از توی روزنامه ها بخونی.

بزرگ شدی چون می تونی موهات و شونه کنی.

بزرگ شدی چون دیگه وقتی می ریم رستوران چنگال یا قاشق از دستت نمی افته.

بزرگ شدی چون 12 خرداد جشن فارغ التحصیلیت از پیش دبستانیه و می خوای وارد یه مرحله بالاتر بشی.

وقتی امروز برگه جشن و آوردی دلم ضعف رفت.ناخودآگاه لبخند روی لبام اومد و کیف کردم.

بهت افتخار می کنم.همه عشقم و نثارت می کنم.نمی دونی چه حالی شدم وقتی اومدی و گلای سرخ نسترن توی حیاط رو نشونم دادی و گفتی:مامان اینا رو آقای عندلیبی کاشته.مثل تو زیبا و شاداب هستن.مامان تو هم مثل گل هم نامت قشنگ و خوش بویی.

عاشقانه دوست دارم.می پرستمت.من و ببخش اگه مامان خیلی خوبی نبودم.

و اما عکس:

 

 

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یه غریبه

چه مامان خوبی ، چه عکسای خوشگلی، چه دختر کوچولوی ماهی ، چقدر همه چیز تو این پست عالی بود [قلب]

مامان سارا

با این پستت دلم رفت [قلب] عکسها عالی بودند و زیبا [بغل] مخصوصا" آخری که عاشقشم [بغل]

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم تو همیشه اولی . ومیدونم که باران عزیز همیشه قدر دان تلاشهایت خواهد بود. [قلب]

گلناز

خصوصی نبود بی خود خصوصی شد... عیب نداره...

سلوا

به امید موفقیت باران گلی[ماچ]

سپیده عمه آریانا

سلام نسترن جون عزیزم خوبید احساسات ناب مادرانه تون واقعا زیبا و قشنگ بود . انشااله که همیشه در کنار باران عزیزم و همسر مهربونتون طعم شیرین خوشبختی رو به معنای واقعی بچشید و در کنار هم همیشه شاد و سلامت و خرم باشید[قلب][ماچ][بغل][گل][گل][گل]

سپیده عمه آریانا

باران عزیزم رو حسابی بجام ببوسید . عکسهاش خیلی زیبا بودند.[ماچ][ماچ][بغل][قلب]

نيوشا

قربون ژست هاي اين خانم ناز