سلامی همراه با تعجب نصفه شبی

 

باید خدمتتون عرض کنم که الان که بنده در حال نوشتن این مطالب هستم اگه شاخ درنیاورده باشم خوبه...

جریان از این قراره که مدت هاست من هربار می خوام بشینم و یه مطلبی بنویسم و عکس جدیدی بذارم مدام سرعت پایین اینترنت خودش و فرو می کنه تو چشمم و برای همین هم با نا امیدی تمام پشیمون می شم اما عجیبه الان که تیک تیک ساعت داره می گه به ٣ بامداد رسیدیم سرعت عالیه و خب منم ذوق زده گفتم بیام و یه سری عکس بزارم.احتمالا امشب دو سه بار آپ می کنم و عکس می ذارم...

حالا ایشالا قراره ما هم ای دی اس ال دار بشیم و بعده که من راحت می شم.این روزا حالم خوبه و همه چیز تو خونه ما مرتب و سر برنامه ست.دارم سعی می کنم باران شبا زودتر از قبل بخوابه تا کم کم به پروسه زود خوابیدن و زود بلند شدن عادت کنه.آخه از اون جایی که باران عصر ها می ره مهد صبا همچین اجباری برای زود بلند شدن نیست  منم که بیشتر شبا بیدار می مونم زیاد مخالفتی با دیر خوابیدن باران ندارم منتها از وقتی که سه روز تو هفته می رم فرهنگ سرا و باید صبا ساعت ٩ از خونه راه بیفتیم باران و ٨ و نیم این طورا بیدار می کنم و تو این مدتم دیدم که به سختی بیدار می شه و برا همینم به فکر افتادم.در هر حال از سال دیگه که می ره پیش دبستانی حتا اگه مهد هم بخواد بره باید صبح زود بیدار بشه.

و اما می رسیم به جریان مدرسه پیدا کردن ما و درگیری های فکری که من این روزها دچارش شدم چون شهریار تو این زمینه خیلی خونسرده و وسواس های من و کاملا بدون دلیل می دونه.قرار بر این بود که باران تو همین مهد خاطره بره پیش دبستانی.منتها از اون جایی که من بچه خودم و می شناسم و می دونم مدتی طول می کشه تا خودش و به شرایط تازه وفق بده و تازه به دوستاش هم اهمیت می ده تصمیم گرفتم بزارمش بره مدرسه و این تصمیم درست یک ماه پیش گرفته شد و دو تامون توافق کردیم.اما این اول راه بود چون مونده بودم کجا ثبت نامش کنم؟پروسه کاملا تکراری"غیر انتفاعی بهتر است یا دولتی؟"

در هر حال من جدیدا چشام همه ساختمونا رو مدرسه می بینه و هر مادر و بچه لباس مدرسه پوشیده ای رو هم می بینم سوال می کنم و میزان رضایت مندیش و می سنجم که البته تا الان فقط از کسایی که بچشون می ره مدرسه دولتی سوال کردم که متاسفانه نتیجه خوبی نداشت و واقعا بیشترشون راضی نبودن.

تو منطقه ما مدرسه دولتی خوب هم زیاده اما اگه بخوایم به موضوع مسافت و اینا هم اهمیت بدیم فقط می مونه دو تا دونه مدرسه که به ما نزدیکن.یه غیر انتفاعی هم هست که تازه دو سه ساله شروع به کار کرده و اطمینانی بهش نیست.

یه مدرسه درست بالای خونمون هست که تمام خانواده های دور و برمون بچه هاشون و اونجا گذاشتن و از هر کی پرسیدم تنها چیز مثبتش و مدیر خوبش می دونست که اون هم امسال رفته و یه مدیر جدید اومده.درباره معلماش هم می گفتن بگیر نگیر داره و بستگی به شانستون داره که تو کلاس کی بیفته.

اون یکی مدرسه که البته زیادم نزدیک نیست هم جزو لیست من بود منتها هم کوچه ای که توش واقع شده خیلی بد جا و بد رفت و آمده و هم این که وضعیت سرویس هاش هم ناجوره چون من واقعا با چشم خودم دیدم که اصلا و ابدا مراقب بچه مردم نیستن...

تازه مامان های زیادی هم خیلی ناراضی بودن.حالا جالبه خود بچه ها همه از مدرسه هاشون و معلماشون راضی بودن.تمام کسایی که تو مجتمع ما زندگی می کنن بچه هاشون و می فرستن همون امین که قبلا گفتم.

مبینا هم که یه غیر انتفاعی خوبه که من زیاد تعریفش رو شنیدم و تا خونمون با ماشین فقط ۵ یا ١٠ دقیقه راهه و کوچه ای هم که مدرسه توشه حسابی خلوته و مشکلی از نظر ماشین بردن ندارم.

رفتیم و فرم پر کردیم و من از محیطش خیلی خوشم اومد.حیاطش نه بزرگ بود و نه کوچیک

طرز برخوردشون کاملا معمولی بود نه سرد و نه خیلی صمیمی

یونیفرمشون خیلی زلم زیمبویی نبود و کاملا ساده بود.

تو تمام حیاط دوربین مدار بسته داشتن

ساختمونش جدید و نورگیر بود

از نظر اموزشی هم که می دونم خوبه.و یک نکته مهم اینه که معلومه به ورزش کردن بچه ها خیلی اهمیت می دن.

حالا منتظر تماسشون هستیم ولی من مدام دارم پرس و جو می کنم.

فعلا دنبال دولتی نیستم چون اولا دولتی خوب دور و برمون نداریم دوما همه دولتی ها از مرداد ثبت نامشون شروع می شه و بنابراین ما فعلا دنبال غیر انتفاعی هستیم که اونم هنوز قطعی نشده جون باید جیب مبارکمون هم با شهریه اش هم خونی داشته باشه.راستش زورم میاد که برای ۶ سال مدرسه باران ١٠ -١٢ ملیون سرمایه کنم اما از طرفی هم می بینم این سال ها مهم ترین سال ها به حساب میان و باید تو یه محیط خوب و دلچسب باشه که از مدرسه فراری نشه.

نمی دونم اعتقاد من تا چه حد درست باشه و این مساله هم اصلا ربطی به باران یا بچه دیگه ای نداره من می دونم که همه شما روی بچه هاتون حساس هستید و یه جورایی بچه ها هم به خاطر محبت زیادی مادربزرگ ها و خاله ها و عموها(برای ما این طوریه)لوس شدن و نازک نارنجی اما من هم دلایل خودم و دارم که درست یا غلط راهیه که انتخاب کردم.

باران ما تا حالا هیچ فحشی یاد نگرفته و با ادبه

دوستی هاش کنترل شده ست و من می دونم مهدی که می ره اصلا فضای بدی نداره که بخواد چیزای بد یاد بگیره

خیلی به نقاشی و عکاسی و کتاب خوندن علاقه داره

تاثیر پذیره و تا حدود زیادی هم بچه ساده ایه که راحت گول می خوره

دروغ هم نمی گه چون می دونه من از همه رفتارای بدش می گذرم اما به شرط این که راست بگه

خیلی حساس و غد و یک دنده ست و کلا بچه سختیه که راحت نمی شه توی وجود و روح و روانش نفوذ کرد.

نمی دونم اما من فکر می کنم خیلی دلم نمی خواد باران توی یک کلاس ٣۵ نفره بشینه که معلوم نیست قراره چی یاد بگیره و با کی دوست بشه و این حرفا...

منطقه ما از لحاظ رتبه بندی مدرسه ای مقام ١١ رو داره که متاسفانه خوب نیست و بهترین مدارس دولتی تو ٣ و ۶ پخش شدن.

خاطرات بدی که من از مقطع دبستان اونم کلاس اول دارم هم باعث می شه وسواسم زیاد تر بشه.

تروخدا قضاوت بد نکنید من منظورم از ادمایی که گفتم هم محله ای های خودمونن که از هر قماشی توشون دیده می شه وگرنه شاید جاهای دیگه آدم های بافرهنگ زیاد داشته باشه.

بچه منم تافته جدا بافته نیست اما فکر می کنم همتون یه جورایی حرفای من و درک می کنید.

می بخشید خیلی حرف زدم.خودمم خوابم گرفته باز هم خوشحال می شم اگه راهنماییم کنید اگرم مدرسه خوب دولتی یا غیر انتفاعی می شناسید حتما کمکم کنید.

حالا می رسیم به یه سری عکس که مربوط به عیده.ما امسال سال تحویل پیش مامانم بودیم و علاوه بر ماهی هامون یه مهمون جدید خوشگل و ناز هم داشتیم که اسمش لاکیه و من می میرم براش بس که بانمکه.از همون روز اول عید مهمون خونه مامانمه و من چون فکر می کنم مامان بهش عادت کرده دلم نمیاد بیارمش خونمون و البته مامان جان هم حسابی با گوشت و جوجه و اینا ازش پذیرایی می کنه.

دفتر کار بابایی با یه کاردستی

لاکی خوشگلمون که پسر منه

سفره هفت سینمون با جای همیشه خالی بابا

مامان قشنگم با نوه بسیار عزیز کرده اش

بارانم

یه روز به یادموندنی با دوست جون و همسرش در رستوران مروارید

بازم مروارید

از راست به چپ(جواد پسر عمه باران،علی و مصطفی عموهای باران)نقاشی رو صورتشون هم که هنر نمایی من قبل از بازی استقلاله

 

 

 

 

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان سارا

امیدوارم هر چه زودتر به نتیجه برسی[قلب]متاسفانه من در این خصوص اطلاعاتی ندارم[ناراحت] باران قشنگم رو هم ببوس[ماچ][بغل]

مامان مائده

[بغل][ماچ] عکس ها عالی بود خانومی.[ماچ] امیدوارم یه مدرسه خوب برای دخملی پیدا کنی عزیزم.[بغل]

مامان ارغوان

خسته نباشيد خانومي. نمي دونم بهت گفتم يا نه. من بالاخره منان ثبت نام كردم. مبينا رم زنگ زدن اصلا نبردم ديگه. در مورد زبان مبينا خيلي تعريف شنيدم. فقط در مورد آموزش معموليش اطلاعات نداشتم.[گل]

ماهنامه شهرزاد

شهرزاد بخريد، تخفيف بگيريد خوانندگان شهرزاد با ارائه ي برگه ي تخفيف چاپ شده در مجله ي ارديبهشت ماه از بيشترين تخفيف نمايشگاهي بهره مند مي شوند. انتشارات حوا با آغاز به كار بيست و سومين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران به خوانندگان شهرزاد از 25 تا 50 درصد تخفيف مي دهد، اين تخفيف ويژه هديه اي است از سوي اين دو موسسه براي خوانندگان خوب شهرزاد . 15 تا 25 ارديبهشت مصلاي تهران پذيراي دوستداران كتاب است كه از سالن كودك و نوجوان ديدن مي كنند و مي خواهند كتاب هايي زيبا از مصطفي رحماندوست، حسن احمدي، منوچهر اكبرلو ، سيد علي كاشفي خوانساري و ديگر نويسندگان خوب اين حوزه را خريداري كنند. امسال نمايشگاه از 10 صبح تا 8 بعدازظهر برپاست و انتشارات حوا در چادر شماره ي 23 A منتظر كساني است كه مي خواهند با برگه هاي تخفيف شهرزاد با كوله باري پر به خانه هايشان بازگردند. اگر كمتر از 10 هزار تومان خريد كنيد 25 درصد تخفيف مي گيريد ، خريدهاي 10 تا 20 هزار تومان 30 درصد تخفيف خواهند داشت و خريدهايي كه بين 30 تا 40 و 40 تا 50 هزار تومان هستند از 40 درصد تخفيف بهره مند مي شوند و آنهايي كه به غرفه ي 84 اين سالن مراجعه كرده اند

اعظم مامان سپهر

اول از هنرنمايي تون بگم كه خيلي عالي بود... دست مريزاد بابا خلاقيت دوم اينكه نگران نباش و حساس البته بازم ميدونم طبيعيه همه مامانا اينجورين كاريش هم نميشه كرد. راستش من خودم هنوز تا مدرسه رفتن سپهر كلي مونده ولي از الان نگرانم كه كدوم مدرسه خوبه؟ دوستاش كيان و كلي سئوال بي جواب ديگه عكساي باران خانوم هم مثل هميشه محشره[ماچ]

بابای سپهر

بابا استقلالی ها . [دست] اون عکس کنار سفره هفت سین خیلی قشنگه

سپیده

سلام خوش حال میشم اجازه بدید لینکتون کنم. باران عزیزم را ببوسید[گل][خنده]

شهرزاد،مامان نگار

سلام اتفاقی اومدم وبلاگت چه دخمل نازی داری خیلی بامزه ست . دختر من 3 سالشه و فعلا مشکل مدرسه پیدا کردن رو ندارم اما میدونم که مرحله حساسیه و باید خوب تحقیق کنی . موفق باشی.

سپیده

نسترن جان امیدوارم موفق باشی