و تو نازنين خيس باران منی...

طلوع كن...

پري زاده بر درگاه است
افشان گيسوان و چشمان مست
تويي كه آفتاب مي شوي
تويي كه رنجه كرده اي به ديدن من قدم هات
و صداي آب روي پتكي كه بر آهن مي نشيند.
من سبزم، سبز سير
بي كرشمه و اشك باران چشم
بر خاموشي گرما استوار
يك لحظه از گريز اين خانه ي شگفت
دست بر نمي دارم .

بر بلندي ، به ارتفاع يك پل عابر
از تو دور مي شوم
و گدايي را مي بينم با جوجه هايش
و به هواپيما مي رسم
ابر زير گرماي 36 درجه پنهان است
و تو نازنين خيس باران مني
من تگرگ مي شوم و بر آسمان پنجره ظاهر مي شوم
شل مي شوم و پخش مي شوم روي سنگ فرش پياده رو
روي پرده ي سينما
چه زيبايي تو
چه زيبايي تو
بر درچه ايستاده
با گونه هات كه روي درختي آرام گرفته
بي آفتاب من بخار مي شوم
هيجان دارد
...
...
نه اين كلمات گوياي سپيدي رويايم نيست
سلام ياكريم
سلام كه بر گلدان نشسته اي و تازه مي كني
سلام كه بر نمكدان نمك مي پاشي.
سلام ياكريم
كه سفره را پر نان مي كني
كه بر دست هاي من چهره ي او را مي كشي
سلام
كه لبخند مي شوي
و ابر مي شوي
و رگبار
و زهر مي شوي و شور شعر
سلام ياكريم
كه بر برگ ها فرود مي آيي
و روي بالش من تر مي شوي
و مادر مي شوي و
بوسه ام مي دهي
كه اشك مي شوي
كه شور مي شوي
سلام مي شوي
اميد مي شوي
و نسترن مي شوي.

شهريار: 28/2/80
شاعر گلنار.





/ 10 نظر / 5 بازدید
آرش تولايي

سلام ؛ به خاطر غيبتم عذر مي خوام . فعلا در سفر هستم . مطلب جديد تون نوشته بسيار زيبا و با احساسي بود. از اينكه به فكر من هستيد ،متشكرم.

alireza

دوست عزيز سلام ... خوب هستيد؟ ... در مورد كمك نمي دانم ... دوست دارم اگر فكر مي كنيد مي توانيد كمكم كنيد دريغ ننمائيد ... شعر زيبايي هم بود ... ... سعي كردم ايندفعه مطلبم را زودتر آپ ديت كنم ... مي تواني نوشته جديدم را به نام (چوب كبريت ها) بخواني و نظر دهي ... موفق و مويد باشي ...

elham

باز بايد زندگي را با دروغي تازه تر اراست.. روزگاري گر نشاط دل پذير با تو بودن بود... با دريغ دل پذير بي تو بودن هم توانم زيست.. گر غم من در جهان باورت نا اشناي ناشناسي بود... اشنايي اشيان جسته ست اينك در نهاد من... دل اگر ارزاني مهر تو بود اكنون.. هستيم ارزاني غم....ميهمان مهربان خانه ياد است.. خلوتم از خلسه..تنهايي اباد است.. بي توام اما توانم ماند... بي توام اما توانم زيست.... مرسی بابت تبريکت...به اندازه کشف يک جزيره واسم می ارزيد!اينم وبلاگ جدیدم با نازينا: http://nazinaelham.persianblog.ir قدمتان گلباران! می خوای کمک کنم قالبت را عوض کنی که به نوشته هات بيشتر شبيه باشه؟؟؟؟؟؟من همه کمکی ميکنم بهت اگه خواستس بهم ميل بزن.

Elnaz

سلام نسترن خانم. امروز برای اولين بار اينجا اومدم و ماکزيمم يادداشتهايی که توی يه صفحه جا می‌شد خوندم. شاعرتون شعرهای با احساسی می‌گه به خصوص اين آ خری خيلی زيبا بود. اگه دوست داشتيد به وب‌لاگ اين مسافر کوچولو هم سری بزنيد. معدودی از يادداشتها /نوشته‌ها و شعرهام اونجاست. ســبز باشيد و ســـربلند---> الناز

مهراشك ونديداد

شعر طولانی و خسته کننده ای بود. همين احساس خوب و تصاوير رو می‌شد در ۸سطر القا کرد. ای خدا چرا شما شاعران عزيز ياد نمی گيرين که کم بگين و قشنگ بگين! اطناب کلام در صورتی زيبا و هنرمندانه است(در شعر مدرن و... والا کلاسيکا می گن اطناب هنر نيست) که يه تاکيد خاصی روی يه حرف خاص باشه. قربونت. بازم بنويس.

RASTIN

شعر زيبايی بود من منتظر کارهای قشنگ وبلاگ نويسها هستم

Marjan

شعرت خيلی با احساس و قشنگ بود...خيلی خوشم اومد...ممنون...راستش بذای وبلاگ من يه مشکلی پيش اومده...الان ۴ روزه که مطلب جديد ميدم ولی هر دفعه وبلاگم رو باز ميکنم مطلب جمعه ۲۷ دی رو می بينم ...خيلی ناراحتم...

روز های مسکو

سلامی چو بوی خوش آشنایی/ رمان مادر به لحاظ ادبی و استحکام ، جزو آثار درجه دوم گورکی بشمار می رود اما به لحاظ افکار انقلابی در زمان خود یک اثر برجسته بود که دستگاه حکومتی بشدت با آن به مبارزه پرداخت. این رمان جزو برجسته ترین آثاری بود که در قرن بیستم در بین آنان که افکاری انقلابی داشتند دست به دست می شد و حکومت های دیکتاتوری از آن متنفر بودند. شمارا به دیدن آلبوم های تصویری این کتاب دعوت می کنم.

KSH

سلام. يکي از مطالب وبلاگتون بسيار جالب بود. مطلبي که در باره خوشي و شادي نوشته بوديد با عنوان در مترو. تو رو خدا اگه براي شادي تعريفي پيدا کرديد به من هم بگيد. موفق باشيد.