باران نشسته

تنها در ايوان

مامان خوبش

می آيد الان

***

خيس و سياه است

موهای نازش

از بس کشيده

کرده درازش

***

مامان هميشه

می بوسد اورا

تشبيه کرده

او را به دريا

***

می آيد از دور

با يک سبد گل

گل می گذارد

بر روی سنبل

***

آن وقت بابا

می آيد از کار

ده تا عروسک

آورده انگار

***

خوشحال و شاد است

بابای باران

می بوسد اورا

همراه مامان