سلام

امروز روز سيزدهم است .سيزدهمين روز مادر شدن من .چه حس عجيبی دارد مادر شدن .اسمش را گذاشته ايم باران گاهی وقت هافکرمی کنم که دارم توی رويا قدم می زنم .گاهی هم می بينم که يک بچه ی کوچولو در آغو ش گرفته ام وحالا هم با باران وشهريار، دوره می کنيم شب را وروز را وهنوز را .

حسم را نسبت به باران توی نامه هايی نوشته ام که اميدوارم بتوانم بعضی از آنها را اين جا بنويسم .

اين هم باران کوچولوی ما