آغاز نام قشنگ تو كه در كلام من هجي ميشود.
اميدوارم با سرما يي كه هي مياد و ميره راحت كنار بيايد
من كار جديدي رو شروع كردم اميدوارم با پيامها واظهار نظر هاتون بيشتر راغب بشم.
الان كه دارم اين ها رو مي نويسم داره سينما چهار نشون ميده اما بر خلاف هفته هاي پيش ميل چنداني براي ديدنش ندارم فكرم خيلي مشغول زندگي شده امتحان ،كار هاي
عقب افتاده كاش مي شد براي يك مدت هر چند كوتاه از زندگي ومشكلاتش دور بشيم.
از الان تصميم گرفتم بعد از امتحاناتم خيلي سراغ وبلاگم بيام چون خيلي بهش خو گرفتم ومنتظر پيام هاي محبت آميزتون هستم شايد برقراري ارتباط بتونه از اين فشار روحيم كم كنه.
الان ميخوام براتون از كتاب(فراتر از بودن وموتسارت و باران اثر كريستين بوبن)
قسمت هايي رو بيارم من كه با خوندنش خيلي اميد وار شدم اگه شد حتما بخونيدش.
توش از يك عشق واقعي صحبت شده غشق خود نويسنده به يك زن .يك عشق به دور از قيد وبند .يك عشق ساده اما در عين حال عميق .
دوستت دارم اين پر رمز ترين كلام است،تنها كلامي كه سزاوار است در طول قرن ها تعبير شود.وقتي بيان ميشود،وقتي صحيح بيان مي شود،تمامي لطافتش را اهدا مي كند.دوستت دارم اين كلام زنده مي ماند و مدت زماني كه براي بيان آن لازم است ،تمام طول زندگي را در بر مي گيرد. نه كم تر ونه بيشتر.
اميدوارم خوشتون بياد.
الان بايد برم چايي بخورم و بخوابم چون دوباره فردا صبح زود و شلوغي مترو و ...
شروع ميشه.
منتظر بقيه ي حرفام باشيد و برام پيام بفرستيد .