آقا اين فصل پاييز هم بدجوری حال همه رو گرفته ها هر کی رو می بينی سرماخورده .من که اين دفعه ی دوميه که بدجور به تب و لرز و گلودرد افتادم اين قدر هم کپسول خوردم که فکر کنم اين روزها کارم به دکتر معده هم بيفته اگه سراغ داشتيد خبرم کنيد.تابستون يعنی آخر های شيهريور از ذوق اومدن پاييز نمی دونستم بايد چی کار کنم اما يهو همه چيز قاطی شد تا حالا شده فصل ها رو با هم قاطی کنيد ؟من همش فکر می کنم وارد بهار شديم و الان فروردينه تمام حس های مربوط به عيد رو دارم فکر کنم اگه جلوم رو نگيرن سفره ی هفت سين هم بچينم.به هر حال دعا کنيد زودتر خوب بشم واقعا هيچی بالاتر از سلامتی و يک خواب راحت کردن توی دنيا ارزش نداره و همين طور لذت بردن از چيزهايی که آدم دوستشون داره.اين روزها کنسرت اتحاديه ی اروپاست که من خيلی دوست دارم برم ولی متاسفانه نمی تونم ديشب با شهريار رفتيم کار گروهی از فرانسه رو ببينيم که وسطش بلند شديم اومديم چون باد کولر مستقيم توی سرم می خورد و با وجود اين که روسريم رو اين قدر جلو کشيده بودم که شهريار گفت:شکل خانوم جلسه ای ها شدی باز هم نتونستم تحمل کنم و اومديم بيرون .اقا شهريار گل از اين که نگذاشتم تا آخر برنامه رو ببينی شرمنده.
به اين جا که رسيدی بگيد آمين:
از خدای منان آرزومندم هيچکدوم از شما گل های مهربان به درد رنج آور سرما خورگی مبتلا نشيد.