سلام مي خوام براتون جديد ترين شعر شاعر گلنار رو بنويسم و با خجالت زياد بايد بگم که برای من گفته حتما نظرتون رو بگيد:انتقاد ها پيشنهاد ها

برای...

ترديد دارم
از تو
که مجموعه ی گل و ستاره و ميخکی
ترديد دارم که دوباره بخوانمت يانه
خود در اختصار ثانيه هايم
به داد می رسی.
و در حرير های سبز پر شکوفه
به خواندن مزامير می پردازی
و دور از تو من
در هيجان گفتن و ناگفتن
و پرهيز از شتاب
ميخکوب زمين شده ام.
فراسو را به يک بار ورق بزن
بگذار از ورای
کاکل سرخت
رد بوسه يی را بنگرم
که در فراز های بلند
درخشی بود
هولناک و هراس انگيز
و خورشيدی
که مگسان را از خود دور می کند.
هنوز ترديد دارم
از واژه هايی که نمی دانم آيا
گنجايش لفظ تو را دارند يا نه.
آه ای دوشنبه ی ديگر
کی می رسی از راه
تا آن ساعت شگفت را
با خود بياوری که من او را
از پس شاخه های صنوبر
بازيابم.
و تو شکل مبهم ترديد را
در نازکی پرده ی اشک در يابی.
پرواز ادامه ی اين شعر است
در واژه هايی که نارسا هستند
و تو آيا
اين رشته ی نازک را
اين سطر های خالی را
با خود خواهی برد.
و باز هم باران
معنای شگفتی شد
تا تورا
از فراسوی نيم روز
آن نيم روز شگفت دريابم.
۸۲/۱/۱۲