سلام دوستان خوب هزار بار ممنون و سپاس كه روز تولدم رو بهم تبريك گفتيد خوشحالم كرديد.
محبت گرمتان در اين سرماو برف خيلي چسبيد.
من كه دارم بال در ميارم.
ديروز خيلي حالم گرفته بود و پكر بودم اما دو تا اتفاق باعث شد زير و رو بشم.
اولي ديدن استاد محمدرضا شجريان در تالار وحدت بود.
البته هم خيلي خوشحال شدم هم يكم ناراحت واقعا چرا يك هنرمندي مثل شجريان بايد اين همه دل چركين باشه كه بگه من ديگه در ايران كنسرت نمي دم اصلا و ابدا حالا دليلش چيه ؟ فقط خدا مي دونه. از خودش كه پرسيديم گفت: به علت فراهم نبودن شرايط و عوامل مختلف...
مسلما استاد هرجاي دنيا كه كنسرت بگزارند موفق خواهد بود و مثل هميشه جمع مشتاقانشان هم زياد اما قضاوت كنيد كه بهترين جاي دنيا براي يك ايراني كه بخواد حرف دلش رو بزنه و از همه مهم تر بخونه كجاست اونم چي بخونه چيزي رو بخونه كه خيلي خيلي مليه. هوا بس نا جوانمردانه سرد است...و يا شب است و چهره ي ميهن سياهه...
تازه از اون گذشته اين بود كه استاد اصلا علاقه اي هم به اومدن و ديدن جشنواره نداره دليلش رو هم كه خدا مي دونه اومدن ديشبش هم براي ديدن برنامه ي فرانسه بود اونم به خاطر اين كه سفير فرانسه ازش دعوت كرده بود وقتي ازش پرسيده شد يعني در برنامه هاي قبلي از شما دعوت نشده بود:گفت كه اگر هم دعوت مي شد من نميومدم.
به هر حال من دلم خيلي گرفت راستي نوار جديدش هم تا يكي دوهفته ديگه به اسم (فرياد)داره مياد. كه شعرهاي اخوان ثالث و فريدون مشيري و ... خونده شده و حتما مثل هميشه پرباره.
راستي چي كار مي كنيد با جشنواره ي موسيقي تا حالا كه به نظر من بهترينها يكي كار اركستر بزرگ ملي به رهبري فرهاد فخرالديني بوده كه خيلي باشكوه بود... از اول برنامه آقاي فخرالديني با لبخندي بر لبش به تمام اعضاي گروه دلگرمي مي داد و بعضي وقتها يك چشمكي هم مي زد. كار خوب فاضل جمشيدي و علي رضا قرباني رو هم نمي شه نديده گرفت عالي بود . آخر برنامه هم اوج كارشون بود چون به در خواست مردم شروع كردند به نواختن آهنگ اي ايران ... كه البته با همراهي دو خواننده و همه ي تماشاچي ها بود دقيقه ي آخر برنامه در حالي كه همه به احترام نام ايران بلند شده بودن رهبر اركستر برگشت طرف مردم و حالا ديگه داشت اون ها رو رهبري مي كرد .
برنامه ي قشنگ بعدي كه من خوشم اومد برنامه ي اوكراين بود.
از كجا رفتم كجا مي خواستم دليل خوشحالي ديروزم رو بگم .امان از اين پر حرفي اما مي دونيد چيه؟چند روزي كه تو وبلاگم نمي نويسم دلم مي خواد هرچي كه پيش اومده براي شما دوستاي خوب بنويسم.
به هر حال بايد بگم دليل ديگه ي از پكري دراومدنم برف بود .برف برف سفيد سفيد.
تا الان كه حدود 15 سانتي اومده خدا بيشترش كنه...
خلاصه كه امروز صبح بد جوري وبلاگم درهم شد. اما خب اميدوارم به بزرگواري خودتون ببخشيد و بيايد بخونيد.